فرم ورود اعضاء- عضويت در خبرنامه



دوست عزيز سلام: علاوه بر بخش «وهابيت پژوهي» ،از بخش هاي: «مسيحيت پژوهي» - «يهود و صهيونيسم» - «بهائيت پژوهي» - «تصوف پژوهي» - «انجمن گفتگوي اديان و فرق» نيز ديدن فرماييد. با سپاس فراوان

آيا ازدواج متعه(صیغه موقت) مورد قبول و پذيرش بزرگانى از اهل سنت بوده است؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
جمعه ، 15 آبان 1388 ، 10:57

بلى ،از آن جمله:
الف - «ابن جريج اموى» شيخ محمد اسماعيل بخارى كه اهل سنت نسبت به ثقه بودنش اجماع دارند و همه صحاح سته از او حديث نقل مى كنند ،شصت و يا هفتاد و بلكه نود زنِ متعه داشت.
ذهبى مى گويد: «هو أحد الأعلام الثقات... و هو مجمع على ثقته مع كونه تزوّج نحواً من سبعين امرأة نكاح متعة كان يرى الرخصة في ذلك و كان فقيه أهل مكة في زمانه».(1)
«ابن جريج يكى از عالمان مورد وثوق و وثاقت او مورد اتفاق اهل سنت است. ضمن اينكه او هفتاد زن متعه - نكاح موقت داشت. نظر او رخصت و جواز نكاح موقت بود ،او فقيه اهل مكه در زمان خود بود .»

 ب - بزرگان صحابه ، چون عبداللّه بن عباس ، جابر بن عبداللّه انصارى ، عمران بن حصين ، ابو سعيد خدرى و امير مؤمنان على(عليه السلام) ، اين عمل را جايز مى دانستند.

 ج - خود عمر بن خطاب با صراحت مى گويد: «كانتا عَلى عهد رسول اللّه و أنا اُحَرِّمهما وَ اُعاقب عليهما».
«دو چيز در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله) حلال بوده ولى من آن را تحريم و بر آن تعيين عقوبت مى كنم».
چنانكه قوشچى در شرح تجريد ،صفحه 484 ،اين جمله را از او آورده و تحليل و توجيه شگفتى كرده است!

 د - در تاريخ طبرى ج2 ،ص 579 آمده است كه اين نهى از عمر بوده و عمران بن سواده بر او وارد شده و ناراحتى و اعتراض مردم به عمر درباره منع از متعه و چند خبر ديگر را به آگاهى او رسانده است.

ه - خود عمرب ن خطاب در هيچ موردى اشاره به اين معنا ندارد كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) منع و يا نهى و يا تحريم كرده است ، بلكه مى گويد: «أَنَا اُحَرِّمُهُما...».

و - تنها روايتى - به تعبير آنان صحيحه كه به آن استناد مى كنند كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) متعه را تحريم كرده ،همان حديث سبره است و او اصلاً معروف و شناخته شده نيست و در هيچ  كتاب رجالى ،خارج از روايتى كه نقل كرده ،سخنى از او به ميان نياورده اند .
-------------------------------
پی نوشت:
1. ميزان الاعتدال ،ج2 ،ص659 ؛ تهذيب التهذيب ،ج6 ،ص360

نظرات (0)add comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy