|
تاریخ انتشار: یکشنبه, 09 اسفند 1388 |
کد خبر:
999
|
|
نسخه چاپی
|
|
|
ارسال به دوستان
|
ابعاد و پیامدهای احداث دیوار فولادی در مرز مصر با نوار غزه
دیوار فولادی باعث افزایش رنج ها و محنت های فلسطینیان ساکن نوار غزه خواهد شد ؛ ولی پیش بینی ها حکایت از آن دارد که این امر تاثیری را بر مواضع و تصمیم گیری های جنبش حماس بر جای نخواهد گذاشت و شاید این اقدام چهره دولت مصر را در کشورش، فلسطین، جهان عرب، کشورهای مسلمان و نیز محافل بین المللی هوادار مسئله فلسطین منفی سازد.
|
چکیده: به نظر می رسد که دولت مصر با وجود اعتراضات گسترده داخلی و خارجی و نیز علی رغم علم به این مطلب که احداث دیوار فولادی باعث وخیم تر شدن شرایط زندگی یک و نیم میلیون فلسطینی تحت محاصره می شود، عزم خود را برای تداوم روند ساخت این دیوار در مرز خود با نوار غزه جزم کرده است.
پر واضح است که فشارهای ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس نقش مهمی را در تصمیم مصر برای احداث دیوار فولادی ایفا می کند ؛ ولی نارضایتی نظام حاکم بر این کشور از ادامه مدیریت حماس بر نوار غزه ـ به این اعتبار که یک جنبش اسلامی با ریشه های اخوانی تلقی می شود و بر ادامه مقاومت اصرار و پافشاری می ورزد و تا کنون تن به امضای طرح پیشنهادی مصر برای آشتی با جنبش فتح نداده است ـ مسئولان مصری را بر آن داشته است تا حماس را برای همسویی با مواضع شان یا شکست در تجربه مدیریتی اش بر نوار غزه تحت فشار قرار دهند.
دیوار فولادی باعث افزایش رنج ها و محنت های فلسطینیان ساکن نوار غزه خواهد شد ؛ ولی پیش بینی ها حکایت از آن دارد که این امر تاثیری را بر مواضع و تصمیم گیری های جنبش حماس بر جای نخواهد گذاشت و شاید این اقدام چهره دولت مصر را در کشورش، فلسطین، جهان عرب، کشورهای مسلمان و نیز محافل بین المللی هوادار مسئله فلسطین منفی سازد.
مقدمه: روزنامه عبری زبان "هاآرتص" اولین منبع خبری بود که اعلام کرد مصر در صدد است تا یک دیوار فولادی را در زیر سطح زمین احداث نماید. در شماره 11/12/2009 این روزنامه آمده است که این دیوار در امتداد خط مرزی مصر با نوار غزه ایجاد می گردد و با اجرای این طرح، دیگر حفر تونل های زیر زمینی میان دو منطقه ـ اگر نگوییم غیر ممکن ـ بسیار سخت خواهد شد.
هاآرتص در توصیف ویژگی های فنی دیوار فولادی تاکید کرد که اطلاعات و گزارش های موجود حکایت از آن دارد که این دیوار از صفحه های فولادی تشکیل شده است و این صفحات که با کشتی از ایالات متحده آمریکا به مصر منتقل شده، بارها مورد آزمایش قرار گرفته و ثابت شده است که در مقابله برش یا ذوب مقاوم است.
کارن ابو زید، کمیسر عالی آژانس امداد رسانی و ایجاد فرصت های شغلی برای آوارگان فلسطینی موسوم به آنروا در توصیف این دیوار فولادی تاکید کرد که این دیوار از خط بارلیو نیز مستحکم تر است.
وی در ادامه افزود: "تمامی هزینه های ساخت دیوار فولادی که در مرز مصر با نوار غزه احداث می گردد، را ایالات متحده بر عهده گرفته است و بنده از اینکه دولت مصر در اجرای چنین سناریوهایی مشارکت می نماید، واقعا متاسفم." قاهره از سکوت در برابر اخبار مربوط به احداث دیوار فولادی تا توجیه و حمله به مخالفان طرح: واکنش نظام حاکم بر مصر در برابر اخبار منتشر شده در خصوص دیوار فولادی، کارکردها، هدف ها و منابع تامین هزینه ساخت دیوار سه مرحله مختلف را پشت سر گذاشت:
مرحله نخست: با سکوت محض همراه بود تا جایی که مسئولان مصری از هر گونه موضع گیری و پاسخ به اخبار منتشر شده درباره احداث دیوار فولادی در مرز این کشور با نوار غزه امتناع می ورزیدند. به دیگر سخن، مقامات مصری یا به طور کل منکر وجود این امر می شدند یا آنکه خود را نسبت به این موضوع بی اطلاع نشان می دادند.
مرحله دوم: بعد از آنکه رسانه های جمعی تصاویر، گزارش ها و اظهارات شاهدان عینی را در خصوص ورود طرح احداث دیوار فولادی به مرحله اجرا پخش و منتشر کردند، مسئولان مصری کوشیدند تا احداث این دیوار را مسئله ای ساده توصیف کنند و در این باره ابراز داشتند که نیروهای مسلح مصری دست به یک سری ساخت و ساز در امتداد خط مرزی با نوار غزه زده اند که البته این کار با هدف بهبود وضعیت امنیت ملی صورت گرفته است یعنی اینکه انگیزه هایی ملی در کار بوده و اجرای این طرح نیز به دست نظامیان مصری به انجام می رسد.
مقامات مصری همچنین این موضوع که دولت شان احداث دیوار فولادی را برای جلب رضایت ایالات متحده آمریکا یا برای تضمین امنیت رژیم اشغالگر قدس بر عهده گرفته است، را رد کردند و آن را تنها یک ادعای واهی و دروغین توصیف کردند.
مرحله سوم: مسئولان مصری در جبهه های مختلف و با استفاده از مکانیزم های متفاوت، به حمله علیه مخالفان و نیز طرف هایی پرداختند که دولت مصر را به خاطر موافقت با احداث دیوار فولادی در نقطه مرزی اش با نوار غزه به باد انتقاد گرفته یا آنکه خواستار توقف روند ساخت این دیوار شده بودند. در این راستا، اشاره به این نکته نیز ضروری است که حمله مصر علیه مخالفان طرح مذکور بر عناصر و ادوات ذیل استوار بود:
1 ـ دولت مصر سعی می کرد تا موضوع طرح احداث دیوار فولادی را مسئله ای ساده و بی اهمیت توصیف کند و از این رو، به جای واژه دیوار فولادی، از عبارت "یک سری ساخت و ساز در نقطه مرزی" استفاده می کرد و تلاش می نمود تا آنچه در خط مرزی مصر با نوار غزه می گذرد، را در هاله ای از ابهام قرار دهد و از هر گونه واکنش و موضع گیری در خصوص اطلاعات جزئی تری که توسط رسانه ها درباره اجرای طرح یاد شده منتشر می شد، استنکاف ورزد.
2 ـ دولت مصر در راستای القای این مطلب تلاش می کرد که ساخت و سازهای انجام شده در نقطه مرزی مصر با نوار غزه و اهداف و کارکردهای آن، هیچ ربطی به حفظ امنیت رژیم اشغالگر قدس و اجرای وعده های امنیتی واشنگتن به تل آویو ندارد. گفتنی است که این وعده ها را آمریکا در چارچوب توافق نامه ای امنیتی که میان زیپی لیونی، وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی و جرج بوش، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده ـ در واپسین لحظات ریاست بوش ـ به امضا رسید، به صهیونیست ها داد.
3 ـ قاهره مکررا بر این نکته تاکید می کند که این طرح در داخل مرزهای مصر و در خاک این کشور و در چاچوب حقی انجام می گیرد که دولت در حفظ تمامیت ارضی خود و نیز پاسداری از امنیت ملی دارد. البته نکته ای که هیچ اهمیتی برای قاهره ندارد، شرایط ویژه نوار تحت محاصره غزه، ساکنان گرسنه و جنگ زده این منطقه و نیز تداوم روند بسته ماندن گذرگاه های نوار غزه از جمله گذرگاه رفح می باشد.
4 ـ دولت مصر می کوشد تا در چارچوب توجیه اجرای طرح احداث دیوار فولادی، بر ضرورت ایجاد استحکامات جدید در نقطه مرزی و نیز حفظ امنیت ملی جهت جلوگیری از بروز عملیات های تروریستی مشابه آنچه تاسیسات زیربنایی را در منطقه تفریحی ـ توریستی شرم الشیخ، طابا و دهب هدف گرفت، تاکید نماید ؛ البته بدون آنکه حتی یک دلیل را بر وجود ارتباط میان برنامه ریزی و اجرای این عملیات های تروریستی ـ چه در زمینه تامین سلاح و چه در عرصه تامین نیروی مجری عملیات ـ با نوار غزه داشته باشد و تنها به تکرار ادعایی می پردازد که رژیم اشغالگر صهیونیستی در خصوص تبدیل نوار غزه به پایگاهی برای فعالیت های القاعده و جبهه بین المللی جهاد بیان می دارد.
6 ـ قاهره همچنین در عرصه توجیه اقدام خود در احداث دیوار فولادی به ابزارهای ایدئولوژیک و دینی وابسته اش نیز متوسل شد و در این زمینه دست به دامن الازهر و رئیس آن جهت صدور فتوای جواز ساخت دیوار گردید. در کمال تاسف باید گفت تنها طرفی که از فتوای مسئولان ازهر در خصوص جواز ساخت دیوار فولادی حمایت و پشتیبانی کرد، وزیر اوقاف دولت غیر قانونی و منتصب تشکیلات خودگردان در رام الله بود.
دیوار فولادی و ماجرای جبهه پنهان: اعتراضاتی که اجرای طرح احداث دیوار فولادی در داخل و خارج مصر با خود به دنبال داشت، هرگز باعث نشد تا مقامات این کشور از تصمیم خود در این خصوص عقب نشینی کنند یا آنکه روند احداث دیوار را متوقف سازند. واکنش نظام حاکم بر مصر کاملا خلاف انتظار بود تا جایی که رئیس جمهور مصر شخصا برای پیگیری تکمیل ساخت دیوار فولادی وارد عمل شد و تصمیم گرفت تا خود وارد خط حمله رسانه ای و سیاسی علیه جنبش حماس، همیپیمانان و دوستان این جنبش شود. حسنی مبارک برخی مواقع صراحتا و گاهی اوقات تلویحا وارد خط حمله به حماس می شود.
تمسک و پافشاری مقامات مصری بر احداث دیوار فولادی که سیاستمداران و فرهیختگان مصری از آن با عنوان دیوار ننگ و عار یاد می کنند، ناظران سیاسی را به پرسش در خصوص انگیزه های قاهره برای انجام این طرح وا می دارد.
تحلیلگران معتقدند که دلیل پافشاری مصر بر احداث دیوار فولادی وعده ای است که نظام حاکم بر این کشور در اثنای گفتگوهای سیاسی و دیپلماتیکی که به منظور توقف عملیات "سرب گداخته" و جنگ غزه انجام گرفت، به رژیم اشغالگر قدس داد و این رژیم توقف جنگ را مشروط به اخذ ضمانت هایی از آمریکا، اروپا و مصر در خصوص جلوگیری از فعالیت خط واردات سلاح و تجهیزات جنگی و تمامی چیزهایی کرد که در ساخت اسلحه و موشک در نوار غزه به کار می رود تا از این طریق حملات گروه های فلسطینی به مناطق اشغالی متوقف شود.
ایالات متحده، فرانسه و شماری دیگر از کشورهای اروپایی متعهد شدند که نظارت خود را بر معابر آبی در دریای مدیترانه و دریای سرخ را افزایش دهند. طرف های مذکور از مصر نیز خواستند تا نظارت خویش را بر مرزهای زمینی خود با نوار غزه تشدید بخشد. واشنگتن و پاریس نیز خود را در خصوص تقدیم کمک های لوجستیکی و مادی به دولت مصر جهت مقابله با احداث تونل های زیر زمینی در طول خط مرزی اش با نوار غزه و نیز تشدید نظارت های دریایی بر مناطق همجوار ساحل فلسطین متعهد اعلام کردند.
با وجود آنکه دولت مصر در جریان توافقات امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی نبود و حتی از اینکه واشنگتن و تل آویو در مذاکرات امنیتی خود که بدون حضور قاهره انجام گرفت، تصمیماتی امنیتی را جهت اجرا در خاک مصر اتخاذ کرده بودند، ابراز نارضایتی کرد ؛ ولی طرف مصری خود را در اجرای تصمیمات اتخاذ شده که برای حفظ امنیت اشغالگران قدس حیاتی بود، ناگزیر می دید. مسئولان رژیم صهیونیستی در خصوص اهمیت احداث دیوار فولادی ابراز داشتند که مصر با موافقت خود با ساخت این دیوار بهترین خدمت را به امنیت این رژیم کرده است.
تحلیلگران سیاسی و مسائل راهبردی مجموعه ای از دلایل که دولت مصر را به سمت اجرای طرح احداث دیوار فولادی در نطقه مرزی می کشاند، بر می شمارند و آنها را به دو دسته از دلایل و عوامل تقسیم می کنند:
1 ـ عوامل غیر مستقیم ناظران سیاسی بر این باورند که عوامل غیر مستقیمی که در موافقت دولت مصر با طرح احداث دیوار فولادی تاثیرگذار هستند، به دو دسته تقسیم می شود. اولین مورد مربوط به فشارها و سیاست هایی است که ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به قاهره دیکته می کنند.
فشارهای واشنگتن و تل آویو به یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در سیاست خارجی مصر در طول سه دهه ای بوده است که از زمان امضای معاهده صلح میان قاهره و صهیونیست های غاصب می گذرد ؛ زیرا این معاهده، محدودیت های امنیتی، نظامی و سیاسی را برای مصر به وجود آورده است ؛ البته علاوه بر این مسائل، سیاست خارجی مصر ـ به طور کلی و به خاطر برخی فاکتورها ـ همسو با استراتژی های منطقه ای آمریکا می باشد.
دومین مورد مربوط به سیاست های داخلی مصر به ویژه در زمینه دو پرونده "وراثت قدرت" و "رابطه با جریان های اسلامگرا" است. نظام حاکم بر مصر اهمیت خاصی را به مسئله "وراثت قدرت" می دهد و از تمام توان خود برای پیشبرد این موضوع استفاده می کند و می خواهد در این زمینه اگر از حمایت ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر قدس بهره مند نیست، حداقل با اعتراض این دو طرف در زمینه وراثت قدرت رو به رو نشود.
نظام حاکم بر مصر، حماس را امتداد جریان اسلامگرای حاضر در مصر (اخوان المسلمین) می داند و آن را وجه دیگری از این جریان بر می شمارد و از این رو، تمام توان و ظرفیت خود را برای هر گونه مانع تراشی در مسیر حرکت این دو جنبش اسلامگرا (اخوان المسلمین و حماس) استفاده می کند که از آن جمله می توان به تلاش برای نابودی دولت حماس در نوار غزه اشاره کرد. حکومت مصر با این اقدام (نابودی دولت حماس) در صدد است تا ثابت کند که اسلامگراها در مدیریت امور ناموفق هستند و فاقد صلاحیت لازم برای مشارکت در اداره کشور، انتخابات و حضور در چرخش قدرت هستند.
2 ـ عوامل مستقیم در این راستا، دولت مصر در جهت تحقق مجموعه ای از اهداف تاکتیکی می کوشد که از مهم ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد: الف ـ فشار دادن گلوی حماس در نوار غزه و تحریک افکار عمومی مردم فلسطین علیه دولت حماس در این منطقه: هدف مصر از این اقدام آن است تا از این رهگذر، بستر را برای منزوی ساختن این جنبش و نابودی آن فراهم سازد و حماس را وادار به پذیرش این نکته کند که در مدیریت نوار غزه شکست خورده و موفقیتی را کسب نکرده است.
ب ـ از بین بردن منابع تسلیحاتی و مالی خارجی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین "حماس": مصر می داند جنبشی که سه هفته در برابر رژیم اشغالگر قدس ایستاد و با نظامیان صهیونیست جنگید، امروز شدیدا نیازمند فعال سازی دوباره زرادخانه نظامی خود است تا از این طریق خویشتن را برای دور تازه ای از درگیری احتمالی با ارتش صهیونیستی آماده کند و پیش بینی می شود که حفر تونل یکی از مهم ترین کانال ها برای قاچاق و انتقال مواد مورد نیاز برای از سرگیری دوباره فعالیت های تسلیحاتی حماس می باشد که البته با احداث دیوار فولادی این روند مختل می گردد.
ج ـ واداشتن حماس به گردن نهادن بی چون و چرا در برابر طرح پیشنهادهای قاهره جهت حل بحران داخلی فلسطین: قاهره خیلی دیر از خواب غفلت بیدار شد و در کمال تعجب دید که دیگر در حال از دست دادن نقش منطقه ای خود است و از این رو، تلاش می کند تا با واداشتن حماس به قبول طرح پیشنهادی اش، این نقش را دوباره باز پس گیرد و اختیار پرونده های مختلف منطقه ای را در دست داشته باشد.
د ـ مجازات حماس به خاطر عدم امضای طرح پیشنهادی قاهره: برای اولین بار، گروه های مختلف فلسطینی استقلال خود را در تعامل با مصر حفظ کردند و این موضوعی بود که دستگاه دیپلماسی مصر پیش از این با آن رو به رو نشده بود و همین امر خشم و غضب بی سابقه نظام حاکم بر مصر را به دنبال داشت که البته این خشم از زبان برجسته ترین مردان این نظام یعنی رئیس جمهور مصر و مدیر سازمان اطلاعات عنوان شد.
هـ ـ این احتمال وجود دارد که مصر به دنبال آن باشد تا جنبش حماس را به خاطر پذیرش آلمان به عنوان میانجیگر در موضوع مبادله اسرای فلسطینی با گلعاد شلیت، اسیر نظامی صهیونیست مجازات کند ؛ زیرا به نظر قاهره این اقدام جنبش به معنای جایگزین کردن آلمان به جای مصر و نیز اشاره به ضعف و ناتوانی است که مصر در مدیریت این پرونده داشته است.
احداث دیوار فولادی: سناریوها و پیامدها به نظر می رسد که سناریوی احتمالی مصر در زمینه احداث دیوار فولادی، تداوم روند ساخت می باشد ؛ زیرا پیش بینی ها حکایت از این مطلب دارد که دولت مصر در آینده نزدیک دست از تصمیم خود در خصوص بنای این دیوار دست بر نمی دارد بلکه انتظار می رود که روند احداث دیوار فولادی ادامه یابد و شاید این امر شتاب فزاینده تری به خود بگیرد.
نظام حاکم بر مصر در این دوره سعی می کند تا برای توجیه اقدام خود در سطح ملی، با استفاده از مقوله هایی همچون حفظ تمامیت ارضی و بهبود وضعیت امنیت ملی احساسات میهن پرستانه مردم خویش را بر انگیزد و آنها را با طرح خود همراه سازد. همان طور که گفته شد، سناریوی احتمالی همان ادامه روند ساخت است ؛ به ویژه آنکه جبهه مقاومت علیه احداث دیوار فولادی به آن سطح از قدرت نرسیده است که مراکز تصمیم گیری در مصر را در خصوص اینکه زیان های اجرای طرح احداث دیوار فولادی در نقطه مرزی مصر با نوار غزه بیش از فواید آن می باشد، به اقناع برساند و به مقامات مصری این نکته را بفهماند که مصر با بی توجهی به خواست فلسطینیان، عرب ها، مسلمانان، دوستان ملت فلسطین و نیز آزادیخواهان جهان در متوقف کردن روند محاصره، گرسنه نگاه داشتن ساکنان نوار غزه و تداوم روند احداث دیوار فولادی هیچ سودی را کسب نخواهد کرد.
ضمنا آمارهایی که تا زمان انتشار این گزارش وجود دارد، نشان می دهد که روند احداث دیوار فولادی بسیار شتابنده تر از میزان تعامل و کنار آمدن مخالفان با این موضوع است. پیامدهای مترتب بر این اقدام را می توان در موارد ذیل بر شمرد:
1 ـ وارد آمدن فشار به جنبش مقاومت اسلامی فلسطین "حماس" در این نکته هیچ تردیدی نیست که تکمیل روند احداث دیوار فولادی تبعات و پیامدهای سنگینی را برای جنبش حماس، دولت فلسطین در نوار غزه و نیز ساکنان این منطقه به دنبال خواهد داشت. این دیوار در بعد امنیتی و نظامی کارکردی مشابه دیوار نژادپرستانه حائل در کرانه باختری دارد که بی شک، این امر در کاهش میزان عملیات های گروه های مبارز فلسطینی علیه اشغالگران قدس تاثیر خواهد داشت و توان گروه های یاد شده را در قاچاق اسلحه و انتقال مبارزان به داخل خط سبز را محدود خواهد کرد. در واقع، همان طور که تحلیلگران مصری می گویند دیوار فولادی، دیوار ننگ و عار است و کارکردی مشابه همان دیوار نژادپرستانه حائل دارد.
در بعد انسانی، دیوار فولادی باعث افزایش رنج ها و محنت های ملت فلسطین در نوار غزه می شود. حقیقت این است که دیوار فولادی در راستای تکمیل محاصره ای است که این منطقه را از پنج جهت در چنگال خود گرفته است. با احداث این دیوار، نوار غزه قسمت اعظم درآمدهای خود را از دست می دهد و در تامین نیازهایش دچار مشکل می شود ؛ به ویژه آنکه قریب شصت درصد از نیازهای غذایی و درمانی این منطقه از طریق تونل های زیر زمینی تامین می شود.
در بعد سیاسی نیز انتظار می رود که بعد از تکمیل شدن مرحله احداث دیوار فولادی، مصر و طرف های عربی و بین المللی از آن به عنوان ابزاری برای سنجش امکان اخذ امتیاز از حماس در زمینه موضوعاتی همچون از سر گیری مذاکره با جنبش فتح، تحقق آشتی تحمیلی، به نتیجه رساندن مبادله اسرا، باز کردن گذرگاه ها و مسئله بازسازی نوار غزه استفاده می کنند. جنبش حماس تا کنون توان خود را در پایبندی نسبت به مواضع خویش و همچنین پایداری در مقابل دشمن به اثبات رسانده است و در حالی که خیلی ها انتظار داشتند که بعد از گذشت چهار تا پنج ماه تحمل ضربات سنگینی همچون محاصره، مجازات های مختلف، جنگ، دسیسه های داخلی و خارجی از هم بپاشد و موجودیت خود را از دست بدهد، همه را غافلگیر کرد و امروز انتظار می رود که مخالفان حماس، این جنبش را در ماه های آتی در معرض امتحانات و فشارهای سخت تر قرار دهد.
2 ـ وارد آمدن فشارهای هر چه بیشتر به مصر با احداث دیوار فولادی، نه تنها حماس بلکه طرف های مختلف دیگری نیز خود را در تنگنا خواهند یافت که یکی از این طرف ها دولت مصر است. مقامات این کشور به خاطر مشارکت رسمی در محاصره نوار غزه با آتش فروزان خشم و انتقاد مردم خویش و نیز ملت فلسطین و دیگر ملل عربی و اسلامی مواجه خواهند شد.
دولت مصر به خاطر احداث دیوار فولادی گرفتار بحران داخلی خواهد شد که این امر در نهایت باعث سیاه شدن چهره این دولت می شود و به گفته کارن ابو زید، کمیسر عالی آژانس امداد رسانی و ایجاد فرصت های شغلی برای آوارگان فلسطینی موسوم به آنروا، دوستان آزادیخواه غزه و جنبش همبستگی با ملت تحت محاصره نوار غزه نیز فعالیت خود را تشدید خواهند بخشید و تمامی کسانی را که در اجرای سناریوهای پلید و شوم محاصره شریک هستند، به تنگنا می کشانند.
وضعیت تشکیلات خودگردان نیز بهتر از دولت مصر نخواهد بود ؛ زیرا این نهاد که موجودیتش در گرو مذاکره است، در تنگنایی به نام توقف روند صلح گرفتار خواهد شد و خویش را در برابر گزینه نابود شده مذاکرات می بیند. از طرفی دیگر، بنیامین نتانیاهو نیز به خواسته های بسیار اندک تشکیلات خودگردان که در توقف روند شهرک سازی و لو برای چند ماه نمود پیدا می کند هیچ توجهی نمی کند. نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس با مخالفت خویش با راهکار تشکیل دو کشور قبر را برای دفن رویای تشکیلات خودگردان جهت کسب آزادی و استقلال از طریق انجام گفتگو آماده می کند.
وضعیت ایالات متحده نیز از شرکای فلسطینی و مصری اش نیز بهتر نخواهد بود. رئیس جمهور این کشور تلاش می کند تا به یک پیروزی ـ خواه در داخل و خواه در خارج کشورش ـ دست یابد و تفاوتی نمی کند که این پیروزی چه باشد ؛ ولی هر بار شکست نصیبش می شود. در مورد ماموریت جرج میشل، فرستاده کاخ سفید به منطقه که قرار است با اقدامات مربوط به اعتماد سازی شروع شود، باید گفت که این چهره آمریکایی هرگز نمی تواند آن فاجعه هولناکی که در نوار غزه جریان داشته و دارد، را نادیده بیانگارد و از این رو، هیات آمریکایی چاره ای نمی بیند جز اینکه برای حفظ اعتبار و آبروی خود حداقل در طرح ابتکاری جدید خویش جهت برقراری آرامش در فلسطین بندهایی را نیز به نوار غزه و اوضاع آن اختصاص دهد. گفتنی است که طرح فوق الذکر در حال حاضر مرحله تهیه و تنظیم را پشت سر می گذارد.
توصیه ها و پیشنهادها: الف ـ باید از دولت مصر خواست تا به سرعت تصمیم خود را در خصوص احداث دیوار فولادی در نقطه مرزی کشورش با نوار غزه ملغی اعلام نماید و ضمن بازگشایی گذرگاه مرزی رفح، به روند محاصره خاتمه بخشد.
ب ـ باید فعالیت های رسانه ای و فرهنگی را در مسیر تبیین آثار منفی احداث دیوار فولادی و تداوم روند محاصره جهت دهی کرد و پرده از رنج ها و محنت های مختلفی را که ملت فلسطین در نوار غزه از راهگذار محاصره متحمل می شوند، برداشت.
ج ـ باید نهادهای حقوقی و مدافع حقوق بشر تحرکات گسترده خود را علیه اشکال مختلف محاصره ملت فلسطین از جمله احداث دیوار فولادی آغاز کنند.
د ـ باید از دولت مصر خواست تا نقش پیشتاز خود در حمایت از ملت فلسطین و رفع رنج ها و محنت های شان را بازیابد. ------------------------- تهیه و تنظیم: مرکز مطالعات الزیتونه منبع: مركز اطلاعرسانی فلسطين |
|
افزودن نظر
دیدگاه شما