دوشنبه , 1 , خرداد , 1391 , 9:21 ب.ظ

تاریخ انتشار: شنبه, 07 شهریور 1388 کد خبر: 258
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
صفات يهود و فشار دولتها

در كشور فرانسه (لويس اغسطس) يهود را از آن كشور بيرون كرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگيرى نمود. و در عهد (فيليپ زيبا) براى دومين بار آنها را از فرانسه بيرون كرده و تمام دارائيهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 ميلادى، مردم بر عليه يهود شورش كرده و هزاران يهودى را سر بريدند، اين شورش چندين سال ادامه داشت، بطوريكه در سال1394 يك يهودى در كشور فرانسه وجود نداشت.....

 

 

 

گوستاولوبون فرانسوى مى‏گويد: اگر ما بخواهيم صفات يهود را در چند كلمه خلاصه كنيم، بايد بگوئيم: يهود مانند انسانهائى هستند كه تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و هميشه از صفات انسانى بى‏بهره بودند، چرا كه همچون پست‏ترين مردم روى زمين زندگى مى‏كنند.

بنى اسرائيل هميشه مردمى وحشى، سفاك و بى‏غيرت بوده، حتّى در زمانى كه خود آنها بر كشورهاى خود حكومت مى‏كردند، باز هم از سفاكى خود دست بر نداشته‏اند، بى‏پروا وارد جنگ شده و چون از پاى در مى‏آمدند، به يك مشت خيالات غير انسانى و بى‏اساس پناه مى‏بردند. خلاصه آنكه هيچ فرقى ميان يهود و حيوانات نمى‏توان گذاشت.

برجسته‏ترين صفات يهود، چنانچه قرآن بيان مى‏كند از قرار ذيل است.
1 ـ قساوت و توحش:

چنانچه خداوند متعال مى‏فرمايد: (ثفمَّ قَسَتْ قفلفوبفكفمْ مفنْ بَعْدف ذلكْ فَهفىَ كَالْحفجَارَةف اَوْ أشَدّف قَسْوَةً وَ إنَّ مفنَ‏الحفجَارةف لَما يَتَفَجَّرف مفنْهف الأنْهارف وَ افنَّ مفنْها لَما يَشَّقَّقف فَيَخْرفجف مفنْهف الْماءف وَ افنَّ مفنْها لَما يَهْبفطف مفنْ خَشْيَةف اللَّهف وَ مَا اللَّهف بفغاففلف عَمَّا تَعْمَلفونَ) پس با اين معجزه بزرگ باز چنان سخت دل شدند كه دلهايشان چون سنگ يا سخت‏تر از آن شد چه آنكه از پاره سنگها نهرها بجوشد و برخى ديگر سنگ‏ها بشكافد و باز آبى از آن بيرون آيد و پاره‏اى از ترس خدا فرود آيند (اى سنگدلان بترسيد كه) خدا از كردار شما غافل نيست. و در جاى ديگر مى‏فرمايد:

(فَبفما نَقْضفهفمْ ميثاقَهفمْ لَعَنّاهفمْ وَ جَعَلْنَا قفلفوبَهفم قَاسفيَةً يفحَرّفففونَ الْكَلفمَ عَنْ مَواضفعفهف وَ نَسفوا حَظّا مفمّا ذفكّفرفوا بفهف وَلا تَزالف تَطّلفعف عَلى خائفنَةف مفنْهفمْ افلاّ قَليلاً مفنْهفم) پس چون بنى اسرائيل پيمان شكستند آنان را لعنت كرديم ودلهايشان را سخت گردانيديم (كه موعظه در آنها اثر نكرد) كلمات خدا را از جاى خود تغيير مى‏دادند و از بهره آن كلمات كه به آنها داده شد در (تورات) نصيب بزرگى را از دست دادند و دائم بر خيانتكارى و نادرستى آن قوم مطّلع مى‏شوى جز قليلى از آنها كه با ايمان و نيكوكارند.
قساوت قلب و سنگدلى آنها را تاريخ در تمام اعصار و قرون خود روشن كرده است.

(كاسيوس) در كتاب78 خود در فصل32 در حوادث سال117 م، مى‏نويسد:... مطابق همين تاريخ يهود در غرب درياى طرابلس به رهبرى (آندريا) براى كشتن روميها و يونانيها خروج كرده همه را از دم تيغ گذراندند، سپس خونهايشان را آشاميده، گوشتهايشان را خوردند، سرها و استخوانها را قطعه قطعه كرده و به سگها دادند.
خيلى از ما را هم مجبور كردند كه يكديگر را مثل حيوانات بكشيم. تعداد آن كسانى كه در اين كشتار به قتل رسيدند به220000 نفر رسيد.
و همانند اين كشتار را در مصر و قبرس به رهبرى (آرتميون) تكرار كردند و در اين كشتار هم240000 نفر به قتل رسيدند.
در (سافيل) واقع در اسپانيا،138 مسيحى را به يكى از مقابر دور از شهر برده و آنها را با گلوله مجروح و سپس زنده به گور كردند، بطوريكه دستهايشان از قبر بيرون مانده و برخى از اجساد بطور كامل زير خاك پنهان نشده بود.
البته اين قساوت قلب براى يهود، تازگى ندارد و حتّى در همين جنگ اخير (1967م) مسلمانان و اسرائيل هنگامى كه آنها بر بيت‏المقدّس پيروز شدند، به يكى از قريه‏هاى نزديك شهر حمله برده و مردم بى‏دفاع و بى‏گناه از ترس به مسجد پناه بردند. ولى يهود مگر مسجد مى‏فهمد؟ وقتى همه مردم وارد مسجد شدند هلى‏كوپترها بر فراز مسجد به پرواز در آمده و دهها نفر از مردم بى‏گناه و بى‏دفاع را با مواد منفجره به خون خود آغشته نموده و آتش زدند.

2 ـ كشتن انبياءالله:

قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد: (وَلَقَدْ اتَيْنا مفوسَى الْكفتابَ وَقَقَّيْنا مفنْ بَعْدفهف بفالرّفسفلف وَ اتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيّفناتف وَأيَّدْناهف بفرفوح الْقفدفسف أفَكفلَّما جائَكفمْ رَسفولٌ بفما لا تَهْوى اَنْففسَكفمف اسْتَكْبَرْتفمْ فَفَريقا كَذَّبْتفمْ وَ فَريقا تَقْتفلفونَ).
و ما به موسى كتاب تورات را عطا كرديم و از پى او پيغمبران را فرستاديم و عيسى(ع) پسر مريم را به ادلّه روشن، حجّتها داديم و او را به واسطه روح‏القدس اقتدار و توانائى بخشيديم، آيا هر پيامبرى كه بر خلاف هواى نفس شما اوامرى از جانب خدا آورد از امرش سرپيچى كرده از راه حسد گروهى را تكذيب مى‏كنيد و گروهى را مى‏كشيد؟

همچنين مى‏فرمايد: (وَافذا قيلَ لَهفم امفنفوا بفما أَنْزَلَ اللَّهف قالوفا نفؤْمفنف بفما افنْزفلَ عَلَيْنا وَ يَكْففرفونَ بفما وَرآءَهف وَ هفوَ الحَقّف مفصَدّفقا لفما مَعَهفمْ قفلْ فَلفمَ تَقْتفلفونَ اَنْبياءَ اللَّهف مفنْ قَبْلف افنْ كفنْتفمْ مفؤْمفنينَ).
و چون به يهود گفته شد ايمان بياوريد به قرآنى كه خدا براى (هدايت بشر) فرستاده، پاسخ دادند كه تنها به تورات، چون به ما نازل شده ايمان مى‏آوريم و به غير تورات كافر مى‏شوند در صورتى كه قرآن حقّ است و كتاب آنها را تصديق مى‏كند، بگو اى پيغمبر اگر شما در دعوى ايمان به تورات راستگو بوديد به كدام حكم تورات قبل از اين پيغمبران را كشتيد؟

و باز قرآن مى‏فرمايد: (لَقَدْ اَخَذْنا ميثاقَ بَنى اسْرائيلَ وَاَرْسَلْنا افلَيهفمْ رفسفلا كفلَّما جآئَهفمْ رَسفولٌ بفما لا تَهْوى اَنْففسفهفمْ فَريقاً كَذَّبفوا وَ فَريقاً يقتفلوفنَ).
از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم (كه خدا را اطاعت كنند) و پيامبرانى بر آنها فرستاديم (كه احكام خدا بياموزند) هر رسولى آمد چون بر خلاف هواى نفس آنها گفت، گروهى را تكذيب كرده و گروهى را كشتند.
عجيب آنكه كشتن پيامبران آنقدر در بين آنها معمول شده بود كه صورت طبيعى به خود گرفته بود، چنانچه در روايات است كه يهود مابين طلوع فجر تا طلوع آفتاب70 پيامبر را سر بريدند و سپس دكانهاى خود را باز مى‏كردند مثل اينكه هيچ كارى نكرده‏اند.
از جمله پيامبرانى كه بدست آنها به قتل رسيدند، يحيى و زكريّا(عليهماالسلام) بودند كه فقط بخاطر آنكه آنها را از فحشاء و منكرات منع مى‏كردند مستحق قتل شدند.
چنانچه مى‏خواستند (هارون) جانشين حضرت موسى(ع) را به قتل برسانند. و براى عيسى(ع) چوبه‏هاى دار نصب كردند.
و از همه بزرگتر آنكه پيامبر اسلام(ص) را شهيد كردند چنانچه در تواريخ مى‏نويسند: پس از فتح خيبر همسر (سلام بن مشكم) يهودى كه ظاهرا اسلام آورده بود طعامى از گوشت ران گوسفند مهيّا كرده، و به خدمت رسول اكرم(ص) فرستاد، پيامبر خدا(ص) كه هيچ وقت عادت نداشت غذا را تنها ميل كند، (بفشر بن براء) را دعوت كرد بفشر هم دست برده و قطعه‏اى از آن گوشت را خورد و مقدارى از آن را جويد، يك مرتبه لقمه را از دهان انداخته، فرياد زد (به خدا قسم كه اين گوشت به من خبر مى‏دهد كه مسموم است) ولى آن زهر آنقدر قوى بود، كه بفشر را در همان جا به قتل رسانيده و پيامبر اكرم (ص) را پس از چند هفته شهيد كرد.

3 ـ دروغ، افتراء، تحريف:

قرآن مى‏فرمايد: (وَدَّتْ طائففَةٌ مفنْ اَهْلف الْكفتابف لَوْ يفضفلّفونَكفمْ وَ ما يفضفلّوفنَ افلاّ اَنْففسَهفمْ وَ ما يَشْعفرونَ).
گروهى از اهل كتاب انتظار و آرزوى آن دارند كه شما را گمراه كنند، به آرزو نخواهند رسيد و اين را نمى‏فهمند.

و مى‏فرمايد: (يا اَهْلَ الْكفتابف لفمَ تَلْبفسفونَ الْحَقَّ بفالْباطفلف وَ تَكْتفمفونَ الْحَقَّ وَ اَنْتفمْ تَعْلَمفونَ).
اى اهل كتاب چرا حقّ را به باطل مشبه مى‏سازيد تا چراغ حقّ را به باد شبهات خاموش كنيد در صورتى كه به حقّانيّت آن آگاهيد.

(مفنَ الَّذينَ هادفوا يفحَرّفففونَ الْكَلفمَ عَنْ مَواضفعفهف وَ يَقفولفونَ سَمفعْنا وَ عَصَيْنا وَاسْمَعْ غَيْرَ مفسْمَعف وَ راعفنا لَيّا بفاَلْسفنَتفهفمْ وَ طَعْناً ففى‏الدّينف وَلَوْ اَنَّهفمْ قالفوا سَمفعْنا وَ اَطَعنا وَاسْمَعْ وَانْظفرْنا لَكانَ خَيْرا لَهفمْ وَ اَقْوَمَ وَلكفنْ لَعَنَهفمف‏اللَّهف بَكففْرفهفمْ فَلايفؤْمفنفونَ افلاّ قَليلاً).
گروهى از يهود كلمات خدا را از جاى خود تغيير داده و مى‏گويند: فرمان خدا را شنيده و از آن سر مى‏پيچيم و (به زبان جسارت با تو خطاب مى‏كنند) مى‏گويند بشنو كه كاش شنوا باشى و گويند ما را رعايت كن و گفتار شان زبان بازى و تمسخر به دين است و اگر به احترام مى‏گفتند كه ما فرمان حقّ را شنيده و تو را اطاعت كنيم و تو سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، آنان را نيكوتر بود و به صواب نزديكتر. خدا آنها را چون كافر شدند لعنت كرد كه به جز اندكى از آنها (لايق رحمت خدا نيستند) ايمان نمى‏آورند.

(... مفنَ‏الَّذينَ هادفوا سَمّاعفونَ لفلْكَذفبف سَمّاعفونَ لفقَوْمف آخَرينَ لَمْ يَأتفوكَ يفحَرّفففونَ الْكَلفمَ مفنْ بَعْدف مَواضفعفهف...).
و نيز اندوهگين مباش از يهودانى كه جاسوسى كنند، سخنان فتنه خيز به جاى كلمات حق تو به آن قومى كه از كبر نزد تو نيامدند، مى‏رسانند (مانند يهودان خيبر) (آنها از دشمنى و عناد به اسلام كلمات حقّ را بعد از آنكه به جاى خود مقرّر گشت) به ميل خويش تغيير دهند.

4ـ مكر و خدعه:

اين دو صفت دو عصاى ضخيمى است كه هميشه يهود در كارهاى خود بر آنها تكيه مى‏كنند. مكر و خدعه در ذات هر يهودى است، در هركجا و در هركارى كه انجام مى‏دهد با او همراه مى‏باشد.

قرآن مى‏فرمايد: (وَ مَكَرفوا وَ مَكَرَاللَّهف وَاللَّهف خَيْرفالْمكفرينَ).
يهود با خدا مكر كردند، خدا هم در مقابل با آنها مكر كرد و از همه كس خدا بهتر مكر تواند كرد.

(يا اَيّفهاالرَّسفول لايَحْزفنْكَ الَّذينَ يفسارفعفونَ ففى‏الْكففْرف مفنَ‏الَّذينَ قالفوا آمَنّا بفاَفْواهفهفمْ وَلَمْ تفؤْمفنْ قفلفوبفهفمْ...).
اى پيغمبر غمگين از آن مباش كه گروهى از آنان كه به زبان اظهار ايمان كنند و به دل ايمان نياورند به راه كفر مى‏شتابند.

5 ـ مال اندوزى و ثروت پرستى:

وقتى كه موسى(ع) براى آوردن الواح به كوه طور رفت و سامرى گوساله‏اى از طلا و نقره براى آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترين معبود يهود است.هر يهودى سعى مى‏كند مالهاى جهان را تحت اختيار خود در آورد و ازاين راه اختيار دار مردم باشد.

خداوند متعال مى‏فرمايد: (وَلَقَدْ جائَكفمْ مفوسى بفالبَيّفناتف ثفمَّ اتَّخَذْتفمف الْعفجْلَ مفنْ بَعْدفهف وَ اَنْتفمْ ظالفمفونَ).
و با آن همه آيات و دلايل روشن كه موسى براى شما آشكار نمود باز گوساله‏پرستى اختيار كرديد در غياب او، كه مردمى سخت ستمكار بوديد.

(وَ تَرى كَثيرا مفنْهفمْ يفسارفعفونَ ففى‏الافثْمف وَالْعفدْوانف وَ اَكْلفهفمف السّفحْتَ لَبفئْسَ ماكانفوا يَعْمَلفونَ).
بسيارى از آنها را بنگرى كه در گناه و ستمكارى و خوردن حرام مى‏شتابند، بسيار كار بدى را پيشه خود ساخته‏اند.

6 ـ پيمان شكنى و نقض عهد:

اگر امكان داشت تا پيمان شكنى را مجسّم كنيم... مى‏بايستى به يهود نگاه كرد. چه پيمانها و عهدهائى را كه زير پا نهادند و شرافت انسانيّت را لگدمال نمودند؟
هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) خندق را حفر كرد و مانع عبور سپاه كفار شد، يهود (بنى قريظه) كه هم پيمان رسول الله(ص) بودند يك جلسه اضطرارى تشكيل داده و با خود قرار گذاشتند، كه آنها از پشت بر لشكر اسلام حمله كنند و هم از طرف ديگر كفار بر آنها حمله‏ور شوند تا بدين وسيله اسلام را از ريشه نابود سازند، ولى سرانجام لشكر احزاب شكست خورد و اين بار نوبت اين قبيله خائن رسيد.پيامبر اكرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره كرد، تا بالاخره تسليم شدند.
بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند كرده خدمت پيامبر اسلام(ص) آوردند، پيامبر اكرم فرمود: هركس را كه مى‏خواهيد انتخاب كنيد تا در باره شما قضاوت كند. آنها (سعد بن معاذ) را كه قبلا از همان قبيله خيانت كار بود انتخاب كردند، سعد كه طبيعت آنها را مى‏دانست أمر كرد، تا تمام مردها را گردن زده و زنهايشان را اسير كنند. هنگامى كه پيامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنيد، فرمود: بخدا قسم حكم تو مطابق حكم خدا بود.

7 ـ فساد اخلاق:

فساد اخلاق، يكى از وسائل شرافتمندانه پيشرفت يهود است و به قول هيتلر هر دفملى را كه انسان بشكافد خواهد ديد كه ميليونها يهودى داخل آن مشغول فسادند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد: (لفعفنَ الَّذينَ كَفَرفوا مفنْ بَنى افسْرائيلَ على لفسانف داوفدَ وَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ذلفكَ بفما عَصَوْا وَ كانفوا يَعْتَدفونَ كانفوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مفنْكَرف فَعَلفوهف لَبفئْسَ ما كانفوا يَفْعَلوفنَ).
كافران بنى اسرائيل به زبان داود و عيسى بن مريم مورد لعن و نفرين واقع شدند كه نافرمانى حكم خدا كرده و از حكم حقّ سركشى كردند، آنها هيچگاه از كار زشت خود (با آن همه پند و اندرز رسولان) دست بر نداشتند و آنچه مى‏كنند چقدر زشت و ناشايسته است.

8 ـ ربا خوارى:

قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد:

(فَبفظفلْمف مفنَ‏الَّذينَ هادفوا حَرَّمْنا عَلَيْهفمْ طَيّفباتف افحفلَّتْ لَهفمْ وَ بفصَدّهفمْ عَنْ سَبيلف اللَّهف كَثيرا وَاَخْذفهفمف الرّفبوا وَقَدْ نفهفوا عَنْهف وَاَكْلفهفمْ اَمْوالَ النّاسف بفالْباطفلف وَ اَعْتَدْنا لفلْكاففرينَ مفنْهفمْ عَذابا اَليما).
پس به جهت ظلمى كه يهود (در باره پيامبران و عيسى(ع) و در حقّ خود) كردند و هم بدين جهت كه بسيارى از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهاى پاكيزه خود را كه بر آنان حلال بود، حرام كرديم و از اين جهت كه ربا مى‏گرفتند، در حالى كه از آن نهى شده بودند، نيز از اين رو كه اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خيانت و سرقت) مى‏خوردند. و ما براى كافران آنها عذابى دردناك مهيّا ساختيم.

اين شمه‏اى از صفات رذيله و برجسته يهود است و شايد همين عادات و روشهاى ناپسند بوده كه هميشه آنها را تحت فشار دولتها قرار مى‏داد و همين سبب شد كه يهود را از بيشترين كشورهاى جهان اخراج كنند.
در سال1290 ميلادى يهود، مردم (انگلستان) را بستوه در آورد، در نتيجه (ادوارد) فرمان داد كه همه آنها را از كشور انگلستان بيرون كنند و در اعلاميه‏اى كه از طرف او منتشر شد آمده بود كه: يهود بايد قبل از عيد قدسين از كشور انگلستان خارج شوند و چنانچه كسى از اين تاريخ خارج نشود او را اعدام كرده و به دار آويزان كنند و جسدش را چهار قسمت بنمايند.
در اثر اين فرمان، تعداد16000 يهودى كه ساكن انگلستان بودند آنجا را ترك كرده و تمام اموال آنها مصادره شد.پس از اين تاريخ مدّت400 سال ورود يهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنكه (كرمويل) در سال1657 ميلادى تحت شرائطى اجازه داد كه وارد كشور انگلستان شوند.در همين سال براى نخستين بار به يهود اجازه داده شد كه اوّلين كنيسه خود را در لندن بنا كنند.
و فقط در سال1674 به يهود (آمريكا) كه در آن وقت يكى از مستعمرات بريتانيا بود اجازه دادند كه علنا عبادت كنند. و در سال1841 اولين روزنامه يهودى در انگلستان منتشر شد.
در كشور فرانسه (لويس اغسطس) يهود را از آن كشور بيرون كرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگيرى نمود. و در عهد (فيليپ زيبا) براى دومين بار آنها را از فرانسه بيرون كرده و تمام دارائيهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 ميلادى، مردم بر عليه يهود شورش كرده و هزاران يهودى را سر بريدند، اين شورش چندين سال ادامه داشت، بطوريكه در سال1394 يك يهودى در كشور فرانسه وجود نداشت.در سال1492 به آنها اجازه داده شد كه وارد فرانسه شوند، ولى تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سكونت در شهر را ندادند.
يهود چندين بار در كشور (آلمان) طرد شدند كه آخرين مرتبه بدست هيتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشت‏ناكترين شكنجه‏ها را از طرف نازيها تحمّل كردند.
ما نمى‏دانيم هيتلر روى چه اساسى آنها را نابود كرد، ولى همين قدر مى‏دانيم كه يهود ملتى پست و بى‏شرافت است و انسانيّت از دست او زخمهاى زيادى بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده كيفر خونريزيهاى او نخواهد بود.
در كشور (اسپانيا) در تاريخ31 مارس سال 1492 (فرديناند) اعلاميه‏اى صادر كرده و در آن از يهود خواست كه تا آخر ماه يوليو اين كشور را براى هميشه ترك گويند، در اثر اين فرمان تعداد500000 يهودى از اسپانيا خارج شدند.همچنين از كشورهاى (شوروى سابق، لهستان، ايتاليا، روم، بلغارستان، سويس و مجارستان) يهود چندين بار طرد و اخراج شدند.

منبع :mouood.org

 
1 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: چه کسانی مقدسات شیعیان را نشانه گرفته‌اند؟!

      این نظر در تاریخ جمعه, 29 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: طریقت؛ بهانه ‏ای برای فاصله گرفتن از شریعت!

      این نظر در تاریخ چهارشنبه, 27 اردیبهشت 1391 توسط بابک نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: چرا اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) بر پنهان داشتن قبر خود وصيت و اصرار داشت؟

      این نظر در تاریخ دوشنبه, 25 اردیبهشت 1391 توسط مری نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: مدیر شبکه وهابی وصال حق؛بالا گرفتن نزاع میان دو شبکه هم نام وهابی!

      این نظر در تاریخ یکشنبه, 24 اردیبهشت 1391 توسط mm نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: دانلود آسان فايل صوتي نمايشنامه صوتي «شبهاي پيشاور»

      این نظر در تاریخ جمعه, 22 اردیبهشت 1391 توسط روابط عمومی نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 344 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 0 این هفته
    • 24 این ماه
    • آخرین عضو: jahan54000
    ما 311 مهمان آنلاین داریم

    مطالب مشابه

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute