تصوف با تهذيب نفس و خواندن دعاها و ذكرهاييكه از طرف شرع رسيده است چه فرقى دارد ؟
|
پاسخ:
راه پيدا كردن صفا و تهذيب نفس در تعاليم عاليه اسلام يعنى در قرآن و روايات راجع به كمتر موضوعى چون تهذيب نفس و تقوى و پاكدامنى و ياد خدا بودن و ارتباط با خدا سفارش شده است . در خـطبه هاى اميرالمومنين على عليه السلام شايد نتوانيم خطبه يى پيدا كنيم كه درباره تقوى و تـهـذيـب نـفـس سفارش نكرده باشد ولى نكته قابل توجه اين است كه دراسلام اينگونه امتيازات روحى از همه افراد خواسته شده و راه تحصيل آنهم همين عبادات مرسوم بين مسلمين ( از قبيل نـمـاز , روزه , زكـات , دروغ نـگفتن , غيبت نكردن , از خيانت و جنايت خوددارى كردن و غيره ) معرفى شده است . اسلام خواسته است همه مردم هميشه اهل ذكر باشند ولى طبق روايتى كه از امام صادق (ع ) وارد شده (2) معنى هميشه ياد خدا بودن اين نيست كه فقط انسان صبح تا شام سبحان اللّه و الحمد اللّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر بگويد , بلكه هميشه به ياد خدا بودن اين است كه شخص در موقع انجام هر كارى بياد خدا باشد تا اگر خلاف دستورات الهى است از خداوند بترسد و آنرا ترك كند , و اگر از واجـبات و وظائف دينى اوست انجام دهد , و همينطور اسلام خواسته همه پاك باشند ولى تهذيب نـفـس به اين نيست كه انسان مرشدى داشته باشد و در مواقع معينى به خانقاه برود و ياآنطور كه بـعـضـى از صوفيان مى گويند دست از كار و كسب بكشد و گاهگاهى خود را به كارهاى پست از قـبـيـل ( پـا بـرهنه راه رفتن و يا در مزبله ها زندگى كردن و يا پوست هندوانه و خربزه خوردن و گـدايى كردن ) وادارد تا نفس او مهذب شود بلكه تهذيب نفس و تقوى از نظر اسلام اين است كه انـسان وظايف فردى و اجتماعى خود را انجام دهد و براى اداره زندگى دست به فعاليتهايى بزند ولى در همه احوال به فكر ترقى و تعالى روح خود باشد و بخدا و روز رستاخيز را فراموش نكند . نـمـونـه اعـلاى تـهـذيـب نـفس و ذكر و رسيدن به خدا على (ع ) بود كه هم كار مى كرد هم نماز مى خواند , هم در ميدانهاى جنگ شركت مى كرد , هم در دل شب با خدا مناجات داشت و از خوف خدا مى گريست , هم بر مسند خلافت تكيه مى زد و هم به ياد خدا و درفكر اصلاح اجتماع و رشد و سـعـادت مـسـلـمانها بود بنده حقيقى خدا بود و هميشه درراه ترقى و تعالى اسلام و مسلمين مـى كـوشـيـد و حـتى در راه وحدت اسلامى و براى حفظپايمردى و استقامت نيروهاى اسلامى و جلوگيرى از اختلافات داخلى مدت 25 سال از حق مسلم خود گذشت . بـارى در خـانـه نـشـسـت و ديگران رياست كردند و آن حضرت ناضر همه حوادث بود و تاآنجا كه مـى توانست حقايق اسلامى را حفظ مى كرد , و در هيچ تاريخ و كتاب حديثى نوشته نشده كه على (ع ) بـراى تهذيب نفس چون صوفيان مجلس رقص و وجد داشته باشد ,على (ع ) قرآن مى خواند و گـريه مى كرد نماز مى خواند و از اين راه تقرب به خدامى جست - هميشه سعى مى كرد نمازهاى خود را در مسجد به جا آورد و سرانجام در مسجدشهيد شد , على (ع ) بدينوسيله به جهانيان اعلام كرد نماز در مسجد است كه موجب ترقى و تهذيب روح است نه رقص و وجد در خانقاه . پـس بـايد گفت راه تهذيب نفس و اخلاق و صفاى باطن همان راهى است كه حضرت رسول اكرم (ص ) و عـلى و ساير ائمه عليهم السلام پيموده اند و اين راه در كتابهاى اخلاقى و حديث به ويژه در كتاب جهاد ( قسمت جهاد نفس ) كه مشتمل بر صدها روايت آموزنده است به طور گسترده بيان شـده اسـت و از هـمـيـن راه رجـال بزرگ اسلامى مانند شيخ بهائى و بحرالعلوم و شيخ انصارى و سـايـريـن تـوانـسـتند به مراحل نهايى تهذيب نفس و خلوص نيت و صفاى باطن برسند تا حديكه كـارهاى شگرفى در كتابها از آنان نقل شده است كه همه حاكى از بلندى روح و تقرب آنان به عالم معنويت و خداى جهان است . |
|
دیدگاه شما