سه شنبه , 18 , بهمن , 1390 , 11:39 ق.ظ

تاریخ انتشار: پنجشنبه, 26 آذر 1388 کد خبر: 782
چاپ نسخه چاپی
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
تضادهای درونی ناشی از التقاط در تصوف-قسمت اول

هر مکتب التفاطی خواه ناخوداگاه گرفتار انواعی از تضاد می شود و به اصطلاح این از قبیل قضایایی است که قیاساتها معها  (دلیلش با خودش می باشد) زیرا طبیعت التقاط ، گرفتن اصول مختلف از سرچشمه های نا همگون است ،فی المثال کسی که بخواهد کمونیسم را که براساس ماتریالیسم بنا شده با اسلام که براساس خداپرستی است بیامیزد ، و به اصطلاح نوعی کمونیسم اسلامی ! به وجود آورد ، خواه نا خواه گرفتار انواع تضاد ها می شود ، چرا که ماتریالیسم نمی تواند با خداپرستی قرین گردد.

هر مکتب التفاطی خواه ناخوداگاه گرفتار انواعی از تضاد می شود و به اصطلاح این از قبیل قضایایی است که قیاساتها معها  (دلیلش با خودش می باشد) زیرا طبیعت التقاط ، گرفتن اصول مختلف از سرچشمه های نا همگون است ،فی المثال کسی که بخواهد کمونیسم را که براساس ماتریالیسم بنا شده با اسلام که براساس خداپرستی است بیامیزد ، و به اصطلاح نوعی کمونیسم اسلامی ! به وجود آورد ، خواه نا خواه گرفتار انواع تضاد ها می شود ، چرا که ماتریالیسم نمی تواند با خداپرستی قرین گردد.

اگر بخواهیم تضادهائی را کنه تصوف با آن گرفتار شده بشمریم سخن به درازا می کشد و نیاز به تألیف کتاب مفصلی دارد، در این جا تنها به چند قسمت اساسی اشاره می کنیم :
اول- از کار انداختن استدلال های عقلی و کنار گذاشتن « پای چوبین استدلالیان » و دوری از مدرسه و درس و بحث به عنوان اینکه از قیل و قال  مدرسه چیزی حاصل نمی شود  و ... .
بشوی اوراق اگر هم درس مائی                که درس عشق در دفتر نباشد!

آنها در مخالفت با علم و استدلال و درس و بحث ودفتر و قلم ، آنچنان راه افراط را پوئیده اند که بعضی رسماً  با خواندن و نوشتن و کتاب و همة مظاهر علم ، اعلان جنگ داده اند . که نمونه ای از سخنان عجیب سران بزرگ آنها را در اینجا می آوریم :

الف – جنید بغدادی کخ از مشایخ معروف تصوف است معتقد بود که خواندن و نوشتن سبب پراکندگی اندیشة  صوفی است.

ب- شیخ عطار در شرح حال بشر حافی می نویسداو هفت صندوق از کتب حد یث داشت همه را در زیر خاک دفن نمود.

ج-شبلی می گفت کسی را سراغ دارم که وارد صوفیه نشد مگر اینکه جمیع دارائی خود را انفاق کرد،و هفتاد صندوق کتاب ( آری هفتاد صندوق کتاب) که خود نوشته  وحفظ کرده ،و به چندین روایت تصحیح نموده بود،در این رود خانه دجله که می بینید غرق کرد.(مقصود شبلی از این آدم خود او بود!)

د- احمد بن ابی الخواری که از بزرگان طریقت است کتب خود را در دریا ریخت وگفت:نعم الدلیل کنت ولکن الاشتغال بالدلیل بعد الوصول محال «تو خوب دلیل واهنمایی بودی ،ولی پرداختن به دلیل وراهنمابعد از وصول به مقصد محال است »!...  .
این کار واین سخن اگر چه در کتاب تاریخ تصوف ابن ابی الخواری نسبت داده شده است ولی بعضی دیگر نظیر آن را از ابو السعید  نفل کرده اند که او کتابهایش را به دست خود زیر خاک دفن کرد و گفت :نعم الدلیل... .

ه- ونیز از ابوالسعید  نقل شده که گقت :راس هذا الامر کبس المحابر و خرق الدفاتر و نسیان العلم «آغاز این برنامه  برگرفتن دواتها و پاره کردن دفتر ها ، و فراموش کردن علنم است » !

ز-  و نیز از «ابو السعید ابو الخیر»  نفل شده که گفت :چون حالت به ما روی داد دیگر از کتب ودفاتر خود راحت نمی یافتیم ،از خدا خواستم که  مرا آسایش خاطری دهد ! خداوند به من تفضل کرد کتابها را خود دور ساختم  ! و به تلاوت فرآن مشغول شدم  از فاتحه الکتاب شروع کردم می خواندم تا در سوره انعام به این آیه رسیدم «قل الله ثم ذرهم.» اینجا کتاب را بنهادم هر چه کوشیدم که یک آیه دیگر پیش روم راهی نیافتم و آن را(یعنی قرآن را ) هم به گوشه ای گذاردم!

یکبار دیگر آنچه را در بالا آوردیم مطالعه کنید سپس ببینید آیا این گونه تعلیمات ممکن است از متن اسلام بر خواسته باشد؟ آیا قرآن که نور مبین و هادی به کل خیر و به تعبیر امیر المؤمنان (عليه السلام) در نهج البلاغه (بهار دلها و سرچشمه دانشها) در ان است و بهترین جلادهنده  قلب است (فیه ربیع القلب و ینابیع العلم و ما للقلب  جلا غیره) باید در مراحل سیر و سلوک کنار گذاشته شود؟

این در حالی است که حدیث متواتر ثقلین می گوید برای حلّ همة مشکلات به قرآن و اهل بیت پناه بریدآیا فرآن و علم که راه شناخت خداوند است و راهنمای طریق حق، می تواند منفور باشد و مانع راه سیر وسلوک الی الله؟
می دانیم در روایت معروف پیامبراکرم(ص)نقل شده که فرمود:  من حفظ علی امتی اربعین حدیثا ینتفون بها فی امر دینهم بعثهالله یوم القیا مه فقیها عالما.
مطابق این روایت هر کس چهل حدیث  نافع دینی حفظ کند(خواه از طریق کتاب باشد یا نقل یا حافظه) و به امت اسلامی برساند،در قیامت در صف فقیهان و عالمان خواهد بود ،و به همین دلیل بسیاری از علمای بزرگ برای عمل به این حدیث معروف نبوی کتابهای اربعین نوشته اند. این گونه تعلیمات کجا وآن تعلیماتی که می گوید باید کتابهای حدیث و غیر حدیث را در رودخانه و دریا افکند و غرق نمود ویا زیر خاک دفن کرد کجا!

اینها خود اسناد زنده ای است بر وارداتی بودن این تعلیمات و بیگانگی آن از تعلیمات اسلامی که شرح بیشتر آن در بحثهای آینده خواهد آمد.

ح-جا می در « نفحات الانس». در شرح حال عین الزمان می نویسد: او از خلفای  شیخ«فضل الدین»  و بسیار فاضل و دانشمند بود؛اوائل که عزیمت صحبت  شیخ کرد به کتابخانه آمد، و از لطائف علوم عقلی و نقلی مجموعه ای انتخاب نمود که در سفر مونس او باشد.
می گوید :چون نزدیک  خوارزم رسیدم شبی در خواب دیدم که شیخ می گفت ای گیلک!پشته را بینداز وبیا!  چون بیدار شدم اندیشه کردم که پشته چیست؟من از دنیا چیزی همراه نیاوردم و حتی اندیشة آ ن را نکردم،شب دوّم باز همین خواب را دیدم ،شب سوم از شیخ پرسیدم گفت اگر آن مجموعه را می انداختی تو را هیچ فایده ای نمی بودی!

این طرز تفکر و این گونه تعلیمات را با تعلیماتی که در اسلام دربارة حفظ کتاب و سپردن تعلیمات اسلامی به آینده آمده است مقایسه کنیم تا تفاوت میان این دو روشن شود.
از جمله در حدیث معروفی که  مرحوم شیخ حرّ عاملی در جلد 18 وسائل الشیعه و مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل از امام صادق(عليه السلام) نفل کرده اند من خوانیم که امام به یارانش فرمود: «احفظو ا بکتبکم فانکم  سوف تحتاجون الیها »طبق این حدیث امام (عليه السلام) می خوانیم که به مفضل بن عمر دستور داد که فرمود « اکتب وبث علمک فی اخوانک فان مت فاورث کتبک بینک فانه یاتی علی الناس زمان حرج لا یا نسون الا بکتبهم »  

این حدیث معجزه آسا و نظایر آن اهمیت حفظ مواریث اسلام و آثار ائمه هدی (عليهم السلام) را به خوبی روشن می سازد ،و دستور می دهد به قیمتی باید آنهارا حفظ کرده و به نسلهای آینده مسلمانان برسانند زیرا زمانی فرا می رسد که تنها پناهگاه  امت اسلامی  تنها کتابهای آنها است.
------------------------
ادامه دارد...

 
0 امتیاز

دیدگاه شما

افزودن نظر


     

    جدیدترین عناوین سایت

    جدیدترین نظرات کاربران

    1. اظهار نظر درباره: سلام نوری زاد به بهائیان!

      این نظر در تاریخ یکشنبه, 16 بهمن 1390 توسط حسن زاده نوشته شده است.
    2. اظهار نظر درباره: ادعای تامل برانگیز قرضاوی:دخالت خارجی در سوریه حق مردم است!

      این نظر در تاریخ شنبه, 15 بهمن 1390 توسط aria نوشته شده است.
    3. اظهار نظر درباره: معجزه مولوی عبدالحمید در زاهدان + تصویر

      این نظر در تاریخ جمعه, 14 بهمن 1390 توسط ازیتا نوشته شده است.
    4. اظهار نظر درباره: شیطان پرستان ایرانی!!

      این نظر در تاریخ جمعه, 14 بهمن 1390 توسط sama نوشته شده است.
    5. اظهار نظر درباره: سلام نوری زاد به بهائیان!

      این نظر در تاریخ چهارشنبه, 12 بهمن 1390 توسط mary نوشته شده است.
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات
    تبلیغات

    PageRank Checking Icon

    آمار سایت

    • 333 مجموع اعضا
    • 0 عضویت امروز
    • 1 این هفته
    • 15 این ماه
    • آخرین عضو: زینب
    ما 725 مهمان آنلاین داریم

    نظرسنجي

    در مقابله با اسلام ناب، برنامه های کدام گروه می تواند خطر آفرین تر باشد؟
     
    traceroute